از پاک بودن عشق و دوست داشتن ناامید شدم.. بهم خیانت کرد و رفت با یه نفر دیگه.
ولی اینو هم میدونم که وقتی خیانت پیش میاد دو طرف مقصرن!!
برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:01
دو روز پیش بعد از مدت ها برای بار دوم دیدمش و عجیب حالِ خوبی بود واسمون..
انقدر دوسش دارم که دلم نمیخاد حرف بزنم و دوست دارم نگاهش کنم!
وای از چشماش... واسه من قشنگترین چشما رو داره... چشماش انگار با آدم حرف میزنه..
.
.
.
ولی خوب تموم نشد.
همیشه همینه... چندوقت یه بار دلش میخاد بره تو لاکِ خودش.. فکر کنه.. برنامه ریزی کنه واسه آیندش.. تنها باشه.. تنهای تنها.
دیروز گفت: " ببخشید حالم خوب نیست و ممکنه چند روزی نباشم"
حالِ خوشم خراب شد. تازه داشتم برمیگشتم به قبل و خوشحال بودم. ولی زود تموم شد.
ولی هنوزم امید دارم.. به روزایی که با هم باشیم برای همیشه.. هیچ وقت تاحالا نسبت به کسی این حس رو ندا
برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:01


منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنویسم تا شاید کسی پیدا شه که بتونه درکم کنه....
برچسب: مرگ, نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:01


منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنویسم تا شاید کسی پیدا شه که بتونه درکم کنه....
برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:01